تبليغاتX
به سوی 8 مارس

به سوی 8 مارس

این وبلاگ در جهت انتشار اخبار مربوط به جنبش آزادیخواه زنان تشکیل شده

دهها زن افغان در اعتراض به قانون جديد خانواده در يکی از دانشگاههای کابل تجمع کردند

دهها زن افغان امروز در اعتراض به تصويب قانون جديد خانواده در يکی از دانشگاههای کابل تجمع کردند. بر طبق موادی از اين قانون، رابطه جنسی شوهر با همسر خود می‌تواند بدون رضايت زن صورت بگيرد، منتقدان می‌گويند که اين امر مشروعيت دادن به تجاوز جنسی شوهر است.
همزمان با اين تجمع بيش از ۵۰۰ نفر در حمايت از قانون مذکور در کابل تظاهرات کردند.
اين افراد شعار می دادند، مخالفت با قانون خانواده، مخالفت با اسلام است.
در پی اعتراض کشورهای غربی و گروه‌های حقوق بشر، حامد کرزی، رييس جمهوری افغانستان، به رغم تصويب اوليه آن دستور تجديد نظر در اين قانون را صادر کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 21:40  توسط زن آزاد  | 

جزئیاتی از چهارمین خودکشی دانشجوی دانشگاه تهران

 ساعت 9 شب دوشنبه در حالی خبر چهارمین خودکشی دانشجویان دانشگا ه تهران دانشجویان ساکن کوی را غافلگیر کرد که پیشتر ریاست دانشگاه تهران و وزارت علوم با تاکید بسیار از رسانه ها و از مسئولین حراست خواسته بودند تا خبر خودکشی دانشجویان این دانشگاه در رسانه ها انتشار پیدا نکند.
اما دانشجویان دختر ساکن کوی با اس ام اس دوستان وهم کلاسی های پسر خودرا بلافاصله در جریان خودکشی سندس محمدی قرار دادند.این دانشجوی کرد اهل شهرستان پاوه استان کرمانشاه که دانشجوی سال اول کارشناسی علوم اجتماعی می باشد در اثر فشارهای بی رویه خانواده برای ازدواج تحمیلی با یکی از اقوامش دست به خودکشی زده است.
از سوی دیگر حراست دانشگاه نیز به این دختر وآمد وشدهای وی چندین بار گیر داده است وتذکرات مداوم انتظامات خوابگاه ودانشکده به سندس محمدی به خاطر پوشش وظاهر وی در کنار فشارهای روحی وروانی خانواده وی برای ازدواج تحمیلی مهمترین دلایل خودکشی این دختر دانشجوی ذکر شده است.
با بایکوت خبری خودکشی این دانشجوی دختر دانشگاه تهران امکان دسترسی به اطلاعات بیشتر ورسمی تر پیرامون این حادثه میسر نشد. با این وجود با تماس خبرنگار آزانس ايران خبر با دانشجویان ساکن کوی مشخص شد که بدلیل وجود چمن پائین خوابگاه که محل سقوط این دختر بوده است سندس محمدی هنوز زنده ميباشد وتنها دست وپای وی شکسته است.
حراست دانشگاه تهران در حالی با دستور مستقیم مسئولان دانشگاه و وزارت علوم خبر خودکشی این دانشجوی دختر را بایکوت کرده اند که این خودکشی چهارمین خودکشی دانشجویان دانشگاه تهران ظرف سال تحصیلی جاری است.
درواقع با فشار حراست وانتظامات دانشگاه, در عمل ,خبر سومین خودکشی دانشجویان دانشگاه تهران در رسانه ها وحتی دربین دانشجویان انتشار نیافت.
سومین خودکشی دانشجویان دانشگاه تهران مربوط به خودکشی دانشجوی دختری 23 ساله از دانشکده فنی بودکه در 20 اسفند اتفاق افتاد.البته اقدام به خودكشي این دانشجوی دانشکده فنی چندین بار بود ودر روزهای پایان اسفند چند بار دست به خود کشی زد, وی هربار با مصرف تعداد زیادی قرص درصدد خودکشي بود که با انتقال به اورژانس از مرگ نجات یافت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 21:34  توسط زن آزاد  | 

تشکیل دادگاه پرستو الهیاری، نفیسه آزاد و عالیه مطلب زاده

تغییر برای برابری - از نخستین روزهای کاری در سال جدید پرونده فعالان جنبش زنان در دستورکار قرار گرفته است.

پرستو الهیاری
24 فروردین ماه جلسه رسیدگی به اتهامات پرستو الهیاری دیگر عضو کمپین یک میلیون امضا، با حضور حیدری فرد نماینده دادستان در شعبه 28 دادگاه انقلاب تشکیل شد و پرستو الهیاری به همراه وکیل خود زهرا ارزنی در دادگاه حاضر شد. در این جلسه قاضی مغیثی اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام را به او تفهیم کرد و تنها لایحه دفاعیه مکتوب را ازوکیل او پذیرفت.
27 مهرماه گذشته ماموران امنیتی با تفتیش منزل این عضو کمپین برخی از لوازم وی از جمله کامپیوتر لپ تاپ و آلبوم های شخصی، دستنوشته های او را ضبط کردند و خود وی را نیز مورد بازپرسی قرار دادند.

نفیسه آزاد و عالیه مطلب زاده
25 فروردین جلسه رسیدگی به پرونده ی نفیسه آزاد و عالیه مطلب زاده، که 23 خرداد سال گذشته در مقابل گالری راه ابریشم بازداشت شده بودند، در شعبه 1054 مجتمع قضایی عدالت برگزار شد.
این دو فعال جنبش زنان در پی دریافت احضاریه کتبی، دیروز به همراه مینا جعفری وکیل خود به مجتمع قضایی عدالت مراجعه کرده و به سوالات قاضی حیدری در خصوص موارد اتهامی خود پاسخ دادند. گفتنی است در این جلسه رسیدگی، اتهامات اخلال در نظم عمومی و تمرد در برابر دستور پلیس به آنان تفهیم شد.
بیست و سوم خرداد سال گذشته 9 نفر از فعالان حقوق زنان که برای برگزاری نشست در خصوص بررسی حقوق زنان به گالری راه ابریشم مراجعه کره بودند توسط ماموران امنیتی دستگیر و پس ازچند ساعت بازداشت در وزرا با اخذ مدارک شناسایی آزاد شدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 21:33  توسط زن آزاد  | 

یک دانشجوی دختر دیگر دانشگاه تهران خودکشی کرد

 شب گذشته یکی از دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه تهران با پرتاب کردن خود از طبقه چهارم ساختمان اقدام به خودکشی کرد.

این اتفاق در ساختمان ۷۲ مجموعه ی خوابگاههای شهید چمران دانشگاه تهران رخ داد و وی بلافاصله پس از این اقدام به بیمارستان منتقل شد.

نام این دانشجوی دختر کرد، سندس محمدی بوده و وی دانشجوی سال اول کارشناسی رشته ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می باشد.

گفتنی است این چندمین مورد اقدام به خودکشی در میان دانشجویان دانشگاه تهران است. پیش از این حادثه در ایام امتحانات پایان ترم اول دانشجویان نیز، دانشجوی دیگری بنام نبی الله پیرمحمدی، و از همین دانشکده بدلیل فشارهای کمیته انضباطی از طبقه چهارم خوابگاه کوی دانشگاه خود را به پائین پرتاب کرد و این حادثه منجر به اعتراض و تجمع دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران شد.

طی سال گذشته نیز خودکشی دانشجویان بارها در دانشگاه های مختلف کشور از جمله شهید بهشتی، سیستان و بلوچستان، شیراز و … اتفاق افتاد، اما مسئولین بدون توجه به مشکلات دانشجویان تنها تلاش کردند تا مانع از پخش اخبار خودکشی دانشجویان شوند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 20:3  توسط زن آزاد  | 

اعدام فردی در حیاط کلانتری شهر اهر

یک زندانی متهم به قتل پس از چهار سال تحمل حبس، در شهر اهر اعدام شد.

علیرضا همتی، زندانی متهم به قتل که از سال 84 در زندان مرکزی اهر به سر می برد، صبحگاه روز سه شنبه مورخه 17 فروردین در حیاط کلانتری 11 اهر واقع در جنب این زندان به دار آویخته شد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 20:1  توسط زن آزاد  | 

طرح استتار مدارس دختران: «ادامه‌ی حیات نظم و تسلط مردانه»

معماری پادگانی برای ساخت مدارس دخترانه

شاداب سازی فضای مدارس دخترانه، طرحی بود که در سال ۱۳۷۸ برای نخستین بار با عنوان طرح «استتار مدارس دخترانه» در برخی از مدرسه‌های تهران به اجرا در آمد.

بر اساس این طرح دیوار مدارس بلندتر می‌شد تا دختران دانش آموز در آن بیشتر احساس راحتی کنند. این در حالی بود که بسیاری از کارشناسان این شیوه را رد کرده و آن را برخورد «زندانی‌‌وار» با دختران دانش آموز دانستند. شاید به همین دلیل این طرح نتوانست جای خود را در مدارس باز کند و نیمه کاره باقی ماند.

۱۰ سال گذشت و این طرح در طول این سال‌ها با نام‌هایی که بار معنایی مثبت‌تری داشت از سوی مسئولان آموزش و پرورش مطرح شد تا اینکه در در آخرین اظهار نظر علی‌احمدی، وزیر آموزش و پرورش دولت احمدی‌نژاد از مدارسی که بر اساس فرهنگ ایرانی و اسلامی معماری شده صحبت کرد و از بیرونی- اندرونی کردن ساختمان مدارس دخترانه سخن به میان آورد.

وزیر آموزش و پرورش محرم سازی مدارس را یکی از الزام‌های نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران دانست و گفت: «معلمان و دانش آموزان ما باید در مدارس در چارچوب ملاحظات شرعی آزادی عمل داشته باشند. ما مدرسه‌هایی می‌خواهیم که با فرهنگ، پیشینه و آینده این مرز و بوم سازگاری داشته و متناسب با تربیت نسل آینده جمهوری اسلامی و در راستای تشکیل حکومت واحد جهانی و حکومت صالحه باشد».

جمعیت زیاد دختران دانش آموز

در سال‌‌های ١٣٥٨ تا ١٣۸۷ جمعیت دانش‌آموزی ایران با نرخ رشد متوسط سالانه بیش از ٥ درصد از حدود ٧ میلیون نفر به ٥/١٤ میلیون نفر رسید.

سهم دختران در این رشد پرشتاب به طور متوسط ٥/١ برابر پسران بوده است، به طوری که درصد دانش‌آموزان دختر در کل جمعیت مدارس ایران از ٣٨ درصد سال ١٣٥٨ به ٤٧ درصد رسید و برای نخستین بار در تاریخ ایران از اوایل دهۀ ٧٠ شمسی تعداد فارغ‌التحصیلان دختر دوره متوسطه از پسران فزونی گرفت.

این جمعیت انبوه دختران از آینده‌ای خبر می‌داد که بسیاری از نیروهای کار در جامعه را زنان تشکیل خواهند داد. این در حالی بود که فضای خموده حاکم در مدارس دخترانه و فقر حرکتی آنها که در نتیجه مسایل فرهنگی و محدودیت دختران در مدارس و جامعه است، پرنده خوش خوانی نبود.

سابقه استتار

مناسب سازی فضای مدارس دختران نخستین بار با عنوان طرح «استتار مدارس دخترانه» توسط امور بانوان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در سال ۱۳۷۸ مطرح شد. دست اندرکاران این طرح زمانی به فکر تدوین و اجرای آن افتادند که بسیاری از کارشناسان با استناد به آمارهای موجود از فقر جسمی و حرکتی دختران دانش آموز ابراز نگرانی کرده و دلیل آن را اشراف ساختمان‌های مجاور به حیاط مدرسه‌ها و نگاه سنتی که به تحرک و نشاط دختران وجود دارد، دانستند.

مجموعه این عوامل، ورزش و بازی دختران در مدرسه را از شکل طبیعی خود خارج کرده بود. به همین دلیل در ارتباط با این موضوع طرحی به نام «طرح استتار» تهیه و در تعدادی از مدارس اجرا شد.

بر اساس این طرح دیوار‌های مدرسه باید به قدری مرتفع می‌شد تا اشراف بناهای مجاور کاملاً منتفی شود. در این حالت دختران دانش آموز فرصت می‌یافتند تا بدون استفاده از پوشش چادر، مانتو و مقنعه در محوطه فضای آموزشی خود تردد کنند.

این طرح موافقان خود را داشت، اما برخی از کارشناسان معتقد بودند با اجرای آن و با توجه به حصاری که اطراف مدارس برای استتار کشیده می‌شود، محیط مدرسه شبیه به زندان و به نوعی دانش آموزان از محیط بیرون جدا می‌شوند. این در حالی بود که در برخی از کشورهای دنیا مدارس حتی دیوار هم ندارد تا دانش آموزان خود را جدای از جامعه بیرون ندانند. 

معماری پادگانی

اما بر اساس طرح جدیدی که وزیرآموزش پرورش در روزهای انتهایی سال گذشته آن را مطرح کرد و از سوی سازمان نوسازی مدارس نیر مورد استقبال قرار گرفت، قرار شد تا مدارسی که از سال آینده ساخته می‌شوند مطابق با معماری ایرانی باشند. بر این اساس حیاط مدارس دخترانه در وسط و ساختمان مدرسه دور تا دور حیاط مدرسه ساخته شود.

عبدالرضا سالارفر، کارشناس معماری در خصوص طراحی مدارس در ایران می‌گوید: «در معماری مدارس متناسب با بازی‌گوشی کودکان، ضریب ایمنی ساختمان را افزایش می‌دهند. اما سازه و سبک معماری مدارس ایران تناسبی با نیازهای آموزش وپرورش مدرن ندارد. صرف نظر از مسائل ایمنی، دیوارهای بلند آجری، دروازه‌های آهنی سنگین، راهروهای دراز و نیمه تاریک و اتاق‌هایی در دوسوی آن، بیشتر فضای پادگان و زندان را تداعی می‌کند.».

او می‌افزاید: «در اکثر مدارس دولتی فضاهای ورزشی، ناهارخوری، سالن اجتماعات و امتحانات، کتابخانه، آزمایشگاه و کارگاه پیش بینی نشده است. حیاط کوچک و آسفالت شده مدرسه محصور در میان ساختمان ودیوارهای بلند تنها محلی است برای تنفس کوتاه دانش آموزان».

این مشکل نه تنها در مدارس دخترانه بلکه در مدارس پسرانه نیز وجود دارد که در روحیه دانش آموزان تاثیر زیادی دارد.

این کارشناس معماری می‌گوید: «رعایت حجاب اسلامی و گاهی پوشش چادر برای دختران در داخل مدرسه اجباری است. برخی مدیران مدارس نیز با برداشت‌های ویژه مذهبی، ورزش دختران را امری غیر ضروری و مذموم می‌دانند که همه اینها ورزش و فعالیت‌های هنری دختران را به گره‌های کور تعلیم و تربیت تبدیل کرده است».

وی با اشاره به سخنان وزیر آموزش و پرورش ادامه می‌دهد: «در معماری سنتی ایران نگاه خاصی به زن وجود داشت. بر اساس فرهنگ سنتی ما زنان پرده نشین بودند و مردان شاهد بازاری. اما در حال حاضر مناسبات تغییر کرده‌است. زنان در محیط کار باید هم‌پای مردان فعالیت داشته باشند».

دکتر اکبریان جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در خصوص تبعات مثبت و منفی طرح استتار می‌گوید: «استفاده از رنگ‌های روشن و تنوع در پوشش دانش آموزان منجر به ایجاد مکانی مطلوب و مناسب برای تحصیل دانش آموزان خواهد شد، اما از طرف دیگر ایجاد حصار و دیوار در محوطه مدرسه تبعات منفی به دنبال دارد که به نوعی زمینه بروز افسردگی و کسالت در دانش آموزان را ایجاد می‌کند».

وی در خصوی حل این معضل با بیان اینکه مسئولان باید سیستماتیک و زیر بنایی عمل کنند، افزود: «در اجرای طرح‌های این‌چنینی، وضعیت مکانی و جغرافیایی به نوعی باید طراحی شود که بتواند تابش کافی و مناسب نور خورشید را داشته باشد».

دکتر اکبریان معتقد است: «طرح استتار باید با گذشت زمان و ریشه‌ای بررسی شود، در غیر این‌صورت در مقطع زمانی کوتاه نمی‌تواند ضمانت اجرایی لازم و تبعات مثبت را به دنبال داشته باشد».

آفتاب
طرح استتار مدارس دختران: «ادامه‌ی حیات نظم و تسلط مردانه»

آموزش و پرورش تهران، در سال ۱۳۷۸، برای نخستین بار طرح “استتار مدارس دخترانه” را به میان آورد. دلیل این امر، اشراف ساختمان‌های مجاور به حیاط مدرسه‌ها عنوان شده بود. این طرح با نام‌های دیگر همچنان دنبال می‌شود.

بر اساس طرح آن ‌زمان سازمان آموزش و پرورش، دیوارهای مدرسه‌های دخترانه بلندتر می‌شد تا دید ساختمان‌های مجاور به حیاط مدرسه‌ها منتفی باشد. بسیاری از کارشناسان، با این پروژه مخالف بودند و آن را “زندانی” و “پادگانی” ‌کردن مدرسه‌های دخترانه می‌دانستند. با این همه، در چارچوب این طرح، تاکنون صدها مدرسه‌ی دخترانه در تهران استتار شده‌اند.

حدود ده سال پس از طرح اولیه، اکنون مدتی است که از “بیرونی ـ اندرونی کردن ساختمان مدارس دختران” و “مدارس معماری‌شده بر اساس فرهنگ ایرانی و اسلامی” و “شاداب‌سازی مدارس” نیز سخن در میان است. وزیر آموزش و پرورش دولت احمدی‌نژاد، محرم‌سازی مدرسه‌های دخترانه را یکی از الزام‌های نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران دانسته است.

دویچه وله در این زمینه با دکتر سعید پیوندی، کارشناس امور آموزش و پرورش و استاد جامعه‌شناسی دانشگاه پاریس گفت‌وگو کرده است.

دویچه وله: آقای پیوندی، طرح “استتار مدرسه‌های دخترانه”، بار دیگر و این بار تحت عنوان‌های تازه‌ای مانند “شاداب‌سازی” و “بیرونی ـ اندرونی کردن” مدارس دخترانه در ایران مطرح است. این طرح چه پیشینه‌ای دارد؟

سعید پیوندی: کلا طرحی که استتار مدارس نام گرفته، تقریبا از ده سال پیش در ایران مطرح شده است. در آن زمان فقط صحبت از این بود که دیوارهای مدارس بلندتر شوند، برای اینکه رهگذران یا کسانی که در خیابان یا اطراف مدرسه هستند، نتوانند به داخل مدرسه نگاه کنند، و برعکس دانش‌آموزان هم نتوانند به بیرون دید داشته باشند.

این طرح در آن زمان هم با مخالفت‌ها و بحث‌های انتقادی خیلی زیادی مواجه شد و همین هم باعث شد که در حقیقت زیاد جدی گرفته نشود. یک بار دیگر در دو سه سال اخیر این طرح مطرح شده است. آخرین روایت این پروژه یا طرح هم در همین روزهای اخیر مطرح شد، در مورد تغییر شکل دادن معماری مدارس و انطباق آن بر آنچه که مسئولین نامش را “سنت‌های معماری ایران” می‌گذارند و “اندرونی – بیرونی کردن” ساختمان مدارس. 

اما باید توجه کنید که اساسا مسئله‌ی استتار دختران و جدا کردن آنان از پسران، پیشینه‌ای سی‌ساله در نظام آموزشی ایران دارد. این از همان روزهای اول انقلاب به ترتیب‌ها و روایت‌های مختلف بیان شده است. کوشش شده که با تمام اشکال اختلاط مردانه ـ زنانه در ایران برخورد شود، معلم‌ها از جنس مخالف نباشند، دانش‌آموزهای دختر و پسر که به کلی از هم جدا باشند، و بالاخره حتی در سطح دانشگاه‌ها هم این طرح جدا کردن، از همان اوائل انقلاب مطرح بود؛ به این صورت که پرده‌ای در کلاس‌ها بین دخترها و پسرها باشد. این است که می‌شود گفت، در فرهنگی که زن و مرد را فقط در فضاهای جداگانه می‌تواند تصور کند و به نوعی زن را انسانی نیمه‌اجتماعی و شهروند ثانوی می‌داند، جدا کردن آن‌ها از فضاهای جامعه، پروژه‌ای همیشگی بوده است و به اشکال مختلف در زمان‌های گوناگون بروز می‌کند.

با توجه به اجباری بودن حجاب اسلامی در مدرسه‌های دخترانه، به دلیل حضور مدیران و معلمان مرد، آیا می‌توان طرح استتار مدرسه‌های دخترانه را نوعی “استتار در استتار” دانست؟

کاملا درست است. ما در حقیقت دو نوع استتار را همین الان به دانش‌آموزان ایران تحمیل می‌کنیم. قبل از اینکه این استتار جدید، یعنی استتار ساختمانی و فیزیکی به بچه‌ها تحمیل شود، ما دو نوع استتار را پیش از این به بچه‌ها تحمیل کرده‌ایم. استتار اول همان رعایت کامل حجاب است حتی در فضاهایی که در آن مرد نیست. یعنی در مدارسی هم که مردی حضور ندارد، دخترها بخاطر اینکه به حجاب عادت کنند و به پوشش اسلامی احترام بگذارند، مجبورند که حجاب را به طور کامل رعایت کنند و نمی‌توانند حجابشان را بردارند.

استتار دوم که به نظر من مهم‌تر است و نمادین هم هست، جدایی بسیار وسیع زن و مرد در مطالب و کتاب‌های درسی است. شما اگر به همین تحقیقی که من هم در آن شرکت کردم مراجعه کنید، تحقیقی که بر روی همه‌ی کتاب‌های درسی ایران انجام شده، اساسا فضاهای زنانه و مردانه با وسواس مثال‌زدنی از همدیگر جدا شده‌اند. ما اساسا حضور فیزیکی زن را به طور خیلی حاشیه‌ای می‌بینیم. برای مثال عکس شخصیت‌های معروف زن در کتاب‌های درسی اصلا نیست. گاهی حتی اسمشان هم، در جاهایی که می‌شود، پنهان است.

برای مثال، وقتی در باره‌ی زندگی آیت‌الله خمینی یا آقای رجایی صحبت می‌شود، آنجا بحث می‌شود که اینها مادرانی داشتند که در غیاب پدران این دو فرد خیلی کمک کردند به اینکه خانواده‌شان بتواند به حیات خود ادامه دهد. ولی هیچ اسمی از این زنان در میان نیست، یعنی از آن‌ها به عنوان مادر آیت‌الله خمینی و مادر آقای رجایی صحبت می‌شود.

این استتار در تصاویر، در مطالب، در بیان کتاب‌های درسی، در گفتمان مسلط کتاب‌های درسی کاملا موجود است و ما با یک تبعیض سراسری بین مرد و زن مواجه هستیم. به‌طوری که فقط ۷ درصد تصاویری که مربوط به کار، فعالیت در محیط بیرونی می‌شود، به زن‌ها اختصاص دارد. یا اینکه برای مثال، تصویر عده‌ی کمی از زنان صاحب‌نام در کتابهای درسی آمده است؛ می‌شود گفت پروین اعتصامی است و یکی دو نفر دیگر. در حالی‌که صدها تصویر وجود دارد از مردان صاحب‌نام در زمینه‌های ادبی‌، فرهنگی،‌ علمی، سیاسی، اجتماعی. ولی از زن‌ها هیچ خبری نیست.

در واقع این پنهان کردن زنان و ‌بردن آنان در سایه،‌ چیزی است که به طور وسیع در کتاب‌های درسی ایران رعایت شده، و با دقت و وسواس مثال‌زدنی هم رعایت شده و در فعالیت‌های روزمره‌ی آموزشی هم این کاملا به چشم می‌خورد. یعنی در فعالیت‌های روزمره‌ی آموزشی هم دختران به طور دائم یاد می‌گیرند که فضاهایشان از مردها جدا باشد، باید پوشیده باشند و باید در انظار عمومی جامعه ظاهر نشوند.
یکی از شعارهای اصلی جشن معروف تکلیف که به بچه‌های ۹ ساله در هنگام بلوغشان، در حقیقت به نوعی تحمیل می‌شود، این است که دیگر باید خودشان را از نگاه نامحرم پنهان کنند و به نوعی در سایه یا زیر حجاب باشند. این است که این مسئله در نظام آموزشی ایران به طور واقعی و به طور وسیع وجود دارد و بلند کردن دیوارها یا درست کردن ساختمان‌های جدیدی که این استتار باز هم شکل فیزیکی بیشتری به خودش بگیرد، به نظر من، معنی دیگری جز یک سماجت بیهوده و اغراق‌آمیز در مورد این جدایی نمی‌تواند داشته باشد.

با توجه به اینکه در کشورهای پیشرفته حتا سعی می‌کنند دیوارهای مدرسه‌ها را بر‌دارند تا دانش‌آموزان احساس جدایی از جامعه نکنند، طرح استتار برای دانش‌آموزان دختر، چه پیامدهای روحی و روانی می‌تواند دربر داشته باشد؟

اساسا همه‌ی نظریه‌های تربیتی و جامعه‌‌شناسی جدید تاکید می‌کنند که اگر مدرسه خودش را از فضای عمومی جامعه و محیط اطرافش جدا کند، دچار یک نوع جدایی از واقعیت‌ها و جامعه می‌شود و برای همین تمام تلاش نظام‌های آموزشی این است که هر چه بیشتر راه‌هایی پیدا کنند که مدرسه در داخل جامعه حضور داشته باشد و نه تنها دیوارهای فیزیکی وجود نداشته باشد، بلکه دیوارهای نمادین هم برداشته شوند و مدرسه جزیی از جامعه باشد و بچه‌ها بتوانند مصداق‌های آن چیزهایی را که یاد می‌گیرند، در زندگی اجتماعی جامعه ببینند یا تجربه کنند و از طریق این مصداق‌ها برگردند به زندگی آموزشی خودشان و یادگرفته‌های خودشان.

این آن چیزی است که به کلی از نگاه مسئولان آموزشی ایران پنهان است و در واقع دلیل و فلسفه‌ی این کار را متوجه نمی‌شوند. برای همین، تنها دغدغه‌ی آنها، که نگاه فرهنگی دال بر استتار و پوشش است و قرن‌ها ‌در تاریخ ما سابقه دارد و بقول وزیر آموزش و پرورش به پیشینه‌ی ما برمی‌گردد، به این برمی‌گردند، به جای اینکه به دنیای امروز و به جامعه‌ی فردا نگاه کنند.

همین بچه‌هایی که باید دیوار مدرسه‌هایشان بلند باشد و از جامعه جدا شوند، فردا وارد جامعه می‌شوند، وارد کوچه و خیابان و اداره و کارخانه می‌شوند و با جامعه در تماس قرار می‌گیرند. بنابراین جداکردن امروزی آن‌ها از جامعه، جز اینکه به اعتبار آموزش لطمه بزند و از نظر روانی به خود دانش‌آموز لطمه بزند که خود را در یک محیط بسته، پادگانی و نظامی حس کند و لطمه بزند به اینکه مدرسه را جدا از جامعه بداند و به آن نگاهی منفی پیدا کند، جز این نتیجه‌ای نخواهد داشت. همانطور که اقدامات دیگر مانند جدا کردن دخترها و پسرها از هم یا دخترها از جامعه صورت گرفته، همه نتایج معکوس داده‌اند.

ولی متاسفانه به جای این که این نتایج تحلیل شوند و علتشان بررسی شود، این‌ها فکر می‌کنند هر چه شدت عمل بیشتر باشد، شاید جوان‌ها ناچارشوند خودشان را بیشتر با آن هنجارهایی همساز کنند که دیگر با روحیه و فرهنگ امروز جوانان همخوانی ندارند و با روح زمانه هم همخوانی ندارند.
به موازات طرح استتار مدرسه‌های دخترانه، از طرح‌هایی مانند “دخترانه و پسرانه کردن کتاب‌های درسی” نیز سخن در میان است. به نظر شما چنین طرح‌هایی تا چه اندازه با الزامات یک آموزش و پرورش سالم و مدرن سازگار است؟

از چند سال پیش شاهد طرح مسائلی هستیم که بسیار عجیب هستند. در همه‌ی دنیا، بخش اصلی نظام‌های آموزشی کشورهای مختلف، همه‌ی تلاش خود را می‌کنند تا فاصله‌ی بین دخترها و پسرها را کمتر کنند و نوعی برابری به وجود بیاورند. برای اینکه این خواست برابری، نه تنها یکی از خواسته‌های امروزی جنبش‌های زنان در تمام دنیاست، بلکه یکی از پایه‌های حقوق بشر و یک جامعه‌ی باز و دمکراتیک است. برای همین برای نظام‌های آموزشی، نقش واحدهای آموزشی و مطالبی که به بچه‌ها درباره‌ی به وجود آوردن این برابری یاد می‌دهند، خیلی مهم است.

اما ما داریم در ایران درست در جهت معکوس حرکت می‌کنیم. طرح اینکه گویا دخترها و پسرها با هم فرق دارند، باعث شده که فکر کنند کتاب درسی آن‌ها هم باید فرق کند و چون زمان بلوغشان فرق می‌کند، باید نوع مطالب درسی آن‌ها هم فرق کند. حتا صحبت از این می‌کنند که دوره‌ی آموزشی را برای دختران کوتاه‌تر از پسران کنند. یعنی مرزهای تبعیض و این آپارتاید جنسی که در ایران وجود دارد، دارد از این که الان هست فراتر می‌رود.

یک طرح دیگر هم که قابل بحث و انتقاد است، این بحث مربوط به “سهمیه‌های بومی” است که بر اساس آن دخترها نتوانند خارج از محل تولد و جایی که خانواده‌شان زندگی می‌کنند، درس بخوانند. این فکر وجود دارد که گویا جابه‌جا شدن جغرافیایی دخترها باعث می‌شود که آن چیزی که “هنجار دینی” خوانده می‌شود، به خطر بیفتد.

همه‌ی این اقدامات نشان می‌دهد که ما با نوعی سیاست عمومی مواجه هستیم که خط اصلی آن محدود کردن دختران است. فکر می‌کنند که گویا مشکلات جامعه به این موضوع برمی‌گردد که باید دختران جامعه‌ی ما را ـ که هم اکنون هم نسبت به جوامع دیگر محدودتر هستند ـ باز هم محدودتر کنند و به آن‌ها چارچوب‌های جدیدی تحمیل کنند. من همه‌ی این‌ها را در یک چارچوب عمومی می‌بینم که خط اصلی آن این است که دخترها به جامعه راه پیدا نکنند یا محدود راه پیداکنند، به محیط‌های کار راه پیدا نکنند، در سطح آموزشی محدود شوند و در واقع آن تسلط و نظم مردانه بتواند به حیات خودش ادامه دهد و زنان نتوانند به جایگاه شایسته خودشان دست پیدا کنند.

مصاحبه‌گر: بهرام محیی
تحریریه: بهنام باوندپور
رادیو دویچه وله

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 4:9  توسط زن آزاد  | 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از زندان دستگرد اصفهان 1 زندانی جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل گردید.
 روز دوشنبه 24 فروردین ماه زندانی ولی الله امیری 23 ساله ،از بند 4 زندان مرکزی اصفهان جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی  منتقل گردید،او  در حدود 2 سال است که در این زندان بسر می برد. نامبرده به اتهام قتل دستگیر شده بود.
آقای امیری مدتی پیش جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده بود ولی به دلیل حضور هیئتی بازدید کننده  در زندان از اعدام او منصرف شدند و به بند باز گردانده شد.
موج اعدامهای گروهی و لاینقطع در زندانهای مختلف ایران که برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم به اجرا گذاشته می شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 0:24  توسط زن آزاد  | 

دانشجویان یاسوجی با بشقابهای غذا خیابان را بستند

ظهر امروز دانشجویان یاسوجی که خبردار شده بودند رییس دانشگاه همراه جمعی از مدیران قرار است از سلف غذاخوری سرکشی کند، برای اعلام اعتراض صنفی با قرار دادن بشقابهای ناهار خود روی زمین، خیابان ورودی دانشگاه را بستند.
به گزارش سلام، عدم برگزاری انتخابات انجمن صنفی، کیفیت پایین غذای سلف، ایجاد جو امنیتی در دانشگاه و نصب دوربین های مخفی در محوطه و کلاسهای دانشگاه از مسایل مورد اعتراض دانشجویان بود.
یکی از دانشجویان در این تحصن خطاب به مسوولین حراست گفت: چطور در دانشگاه یاسوج چوپان را با گوسفندش راه می دهند ولی دانشجو با تاکسی اجازه ورود ندارد و حتما باید کارت شناسایی و کارت ماشین تحویل داده شود.
دانشجوی دیگری به خبرنگار ما گفت: یکی از مسوولین مذهبی دانشگاه روی کلاس با اشاره به دوربین های نصب شده در محیط آموزشی دانشگاه ادعا کرد: در دانشگاه هیچ نقطه کوری وجود ندارد.
وی ادامه داد: حتی در کلاسهای درس هم دوربین های سوزنی نصب شده است و گاها که دانشجویی به حراست برده می شود فیلم و عکس خود را روی پرونده اش مشاهده می کند.
برپایه اخبار ارسال شده از دانشجویان ، رییس این دانشگاه که قرار بود هنگام ناهار در سلف غذاخوری سرکشی کند با اطلاع از اعتراض دانشجویان و بدون اینکه اعلام شود حضور خود را لغو کرد.
دانشجویان که با بی توجهی مسوولین دانشگاه روبرو شده بودند و گاها می دیدند اساتید با اتومبیل خود با سرعت زیاد از میان جمعیت و روی بشقابهای غذا رد می شدند تا لحظه دریافت خبر تحصن خود را ادامه داده اند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 0:22  توسط زن آزاد  | 

مذهب، قانون، فرهنگ و ضدیت با حقوق زن!

میزگرد سایت رضا کمانگر با ثریا شهابی، مظفر محمدی، اعظم کم گویان، ناهید ریاضی و دیبا علیخانی در مورد قوانین ضد زن در جامعه و تاثیر آن بر خانواده و موقعیت دختران که به نوعی میشود تقابل نسلها نام نهاد.

 

http://www.r-kamangar.com/pp73.htm


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 0:20  توسط زن آزاد  | 

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

مردم شریف و آزاده ایران
فعالین حقوق بشر و حقوق زنان درود بر شما
صبح چهارشنبه 19 /1/1388 مامورین اطلاعات با ورود به محل کار همسرم خانم سیده خدیجه نبوی چاشمی در شهرستان سمنان او را بازداشت نموده و بعد از ظهر همان روز به محض بازگشت پسر نوجوان ما از مدرسه به خانه وارد منزل ما شده و ضمن بازرسی از خانه کیس کامپیوتر موجود را به همراه یک سری نوشتها ، بیانیه ها و نامه ها با خود شان بردند وبه شیوه دروغ پردازیها و فریبکاریهای معمول چنین وضعیتها به بستگان ما که به اداره اطلاعات مراجعه کرده اند گفتند 2الی 3 روز ی بیشتر طول نمی کشد اما تا امروز 24 /01/1388 که 5 روز از دستگیری او می گذرد نه تنها آزاد نشده است بلکه هیچ خبری هم از او به خانواده های ما نمی دهند به همین دلیل صلاح دیدم که ماجرا را رسانه ای کرده و رسما به اطلاع عموم برسانم .
این ماجرا در واقع حلقۀ آخر یک سلسله آزار و اذیتها است که بویژه بعد از زندانی شدن من در فروردین ماه سال گذشته آن هم به اتهامی کاملا واهی و بی اساس در حق خانوادۀ من اعمال می شود از شنود دائم تلفن و احضارهای وقت و بی وقت گرفته تا جلوگیری از رساندن صدای مظلومیت ما به گوش دیگران نمونه اش جلوگیری از مصاحبۀ تلویزیون امریکا با همسرم بود که با قطع مکرر تلفن مانع از انجام آن شدند. آخرین مورد این آزار و احضارها هم در ایام عید بود که خانم مرا احضار کردند و ضمن اعتراض به نوشته ها و بیانیه های من از او تعهد گرفتند که پیام تبریک نوروزی مرا به هم محلیهای ما پخش نکند ضمن اینکه سخت معترض به نامه ای بودند که من قبلا به رئیس جمهور امریکا باراک اباما در رابطه با روش درست برخورد با مسئله ایران نوشته بودم .ظاهرا مواضع مستقلانۀ مطرح شده در آن نامه اصلا به مزاق آقایون خوش نیامد .
واقعیت ماجرا این است که همسر من هم، مانند بقیۀ خانواده های زندانیان سیاسی تلاش می کرد تا صدای مظلومیت مرا به گوش مردم ایران و نهادهای حقوق بشری در داخل و خارج از کشور برساند. مظلومیتی که از قضا مورد تایید خود مسئولین اطلاعات سمنان هم می باشد به خود من گفتند برای تو نباید 4 سال حبس می بریدن .حالا جالب اینجاست که همینها اینگونه بی مهابا به آزارواذیت خانواده من که به همین اجحاف اعتراض دارند پرداخته اند .شگفت انگیزتر کار این ماموران معذور کار آن قاضی گوش به فرمان است که با اتهام جعلی و وزارت ساختۀ ارسال مطالب برای سایتهای ضد انقلاب حکم بازداشت و دستگیری همسر مرا صادر کرده است .همسری که مسئولیت خرج خانه نگهداری از فرزند و پیگیری از وضعیت همسر زندانی اش را همزمان به دوش می کشد و تازه در همین ایام عید بعد از 20 و چند سال اجاره نشینی و خانه بدوشی صاحب یک قفس قسطی به نام خانه شخصی شده است که هنوز حتی گازش وصل نیست به هر حال این قاضی یقینا در دادگاه عدل الهی باید پاسخگوی این عمل ظالمانه باشد .
در پایان ضمن محکوم کردن این گروکشی ضد اخلاقی از نهادهای حقوق بشری ،فعالین حقوق زنان می خواهم که این عمل ستمکرانه را که مغایر با حق اولیه شهروندی و نقض معیارهای حقوق بشری است محکوم کرده و افشا نمایند امیدوارم که من و خانواده ام به شایستگی از این آزمون الهی سربلند و پیروز بدر آییم.ربنا علیک توکلانا .....سورۀ 60 آیه 4
سلا بر آزادی
بند 350 زندان اوین
سید ظهور نبوی چاشمی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 0:13  توسط زن آزاد  | 

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از زندان دستگرد اصفهان یک زندانی جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل گردید.
روز دوشنبه 24 فروردین ماه زندانی ولی الله امیری 23 ساله ،از بند 4 زندان مرکزی اصفهان جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل گردید،او در حدود 2 سال است که در این زندان بسر می برد. نامبرده به اتهام قتل دستگیر شده بود.
آقای امیری مدتی پیش جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده بود ولی به دلیل حضور هیئتی بازدید کننده در زندان از اعدام او منصرف شدند و به بند باز گردانده شد.
موج اعدامهای گروهی و لاینقطع در زندانهای مختلف برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم به اجرا گذاشته می شوند.
سیاست های سرکوب گسترده و اعدام های گروهی و مستمر توسط ولی فقیه مطلقه این رژیم علی خامنه ای تعیین می شود و به دستور و تایید شاهرودی رئیس قوه قضائیه به اجرا گذاشته می شود . احکام ضد بشری اعدام زندانیان سیاسی ، اعدام کودکان ، اعدام های گروهی و سنگسار، دستگیریهای گسترده وسرکوب فعالین دانشجویی،زنان و کارگران برخلاف قوانین و معاهدات بین المللی است که این رژیم ملزم به اجرای آن است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، انتقال زندانی فوق جهت اجرای احکام ضدبشری اعدام را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل برای پایان دادن به موج اعدامها در ایران خواهان ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد برای اخذ تصمیمات لازم اجرا است.

24 فرودین 1385 برابر با 13 آپریل 2009

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 21:24  توسط زن آزاد  | 

فعال حقوق زنان به 6 سال زندان محکوم شد

تغیر برای برابری - حکم دادگاه روناک صفازاده فعال زنان در کردستان به دکتر محمد شریف وکیل او ابلاغ شد. بر اساس حکم دادگاه روناک به 6 سال حبس تعزیری محکوم و از اتهام محاربه تبرئه شده است.محمد شریف اعلام کردکه به حکم دادگاه اعتراض خواهد شد.

محمد شریف وکیل روناک صفازاده با اعلام این خبر درباره حکم روناک چنین توضیح داد: « موکل از حیث شمول حکم محارب موضوع 186 قانون مجازات اسلامی که در کیفر خواست صادره به آن استناد شده بود برائت حاصل نمود و بر این اساس به اتهام عضویت در پژاک به استناد ماده 499 قانون مجازات به پنج سال حبس تعزیری و ازحیث فعالیت های تبلیغی علیه نظام و به نفع پژاک به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. با توجه به ماده استنادی موکل محکومیت های مزبور را در زندان محل ارتکاب جرم یعنی سنندج تحمل خواهد نمود. بدیهی است که با توجه به ماهیت پرونده به حکم صادره اعتراض خواهد شد تا دادگاه تجدید نظر تصمیم نهایی را اتخاذ کند .»

محمد شریف درباره اتهام عضویت در پژاک برای روناک می گوید:« فعالیت های موکل محدود به فعالیت های انجمن زنان آذرمهر بوده و فعالیت های ایشان در پژاک با همین هدف صورت پذیرفته است. موکل با اهداف تحقیق در خصوص" انگیزه ها و عللل حضور زنان در پژاک در شرایط سخت" بوده است . امید است که دادگاه تجدید نظر محدودیت فعالیت موکل در جنبش زنان را احرازنموده و حکم صادره را نقض نماید ».

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 21:19  توسط زن آزاد  | 

افغانستان؛ تروریستهای اسلامی یک نماینده زن را کشتند

به گزارش راديو کانادا، تروریستهای اسلامی در افغانستان امروز "ستاره اچکزي" عضو شوراي ولايتي قندهار را در مقابل منزلش ترور کردند.

طالبان مسئوليت ترور این نماینده زن را که از جمله حاميان حقوق زنان و مدرس در افغانستان بود برعهده گرفت.

خانم اچکزي مليت افغان و آلماني داشت و در زمان حکومت طالبان در آلمان به سر مي برد. وي و همسرش بعد از سقوط طالبان به افغانستان بازگشتند اما ديگر اعضاي خانواده وي در تورنتو کانادا اقامت دارند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 21:17  توسط زن آزاد  | 

خوردن صبحانه از چاقي پيشگيري مي‌كند

مسعود كيمياگر در گفت‌و‌گو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري فارس افزود: صبحانه يكي از واجب‌ترين وعده‌هاي غذايي است به دليل اينكه افراد بعد از خوردن صبحانه 7 تا 8 ساعت كار فكري يا فيزيكي انجام مي‌دهند و چون بدن نياز به انرژي دارد با خوردن صبحانه مي‌‌توان اين نياز را برطرف كرد.
وي گفت: زماني كه صبحانه خورده مي‌شود حافظه بهتر عمل مي‌كند و به خصوص دانش‌آموزان با خوردن صبحانه مي‌توانند حافظه كوتاه مدت خود را تقويت كنند.
اين متخصص تغذيه اضافه كرد: اگر صبحانه خورده نشود براي به دست آوردن انرژي افراد مجبور مي‌شوند از خوراكي‌هاي متفرقه و مضر مصرف كنند كه كالري آنها بيشتر از صبحانه است. در صورت نخوردن صبحانه نيز معمولاً زمان صرف ناهار غذاي بيشتري مصرف مي‌كنند كه باعث چاقي و اضافه وزن آنها مي‌شود.
كيمياگر افزود: 3 وعده غذايي صبحانه، ناهار و شام بايد به موقع و در زمان خودش خورده شود تا فرد دچار كمبود انرژي نشوند و از مصرف تنقلات غيرضروري خودداري شود. آهن مورد نياز بدن در روز نيز بيشتر از خوردن غذا در وعده ناهار و شام به دست مي‌آيد.
اين متخصص تغذيه گفت: ويژگي يك صبحانه خوب اين است كه يك ماده نشاسته‌اي مانند نان يا سيب‌زميني يا غلات صبحانه‌اي مانند برشتوك وجود داشته باشد به دليل اينكه قندي كه در نشاسته وجود دارد به تدريج آزاد مي‌شود و مي‌تواند تا زمان ناهار انرژي فرد را تامين كند.
كيمياگر اضافه كرد: در صبحانه يك ماده لبني مانند شير يا ماست بايد وجود داشته باشد به دليل اينكه ممكن است افراد در طول روز از ماده لبني استفاده نكنند بهتر است كه در صبحانه از اين مواد لبني مصرف كنند. البته لبنيات را بايد به شير و ماست محدود كنيم، خامه و كره از دسته لبنيات مورد نظر جدا هستند زيرا پروتئين‌ها و ويتامين‌هاي مورد نظر در كره و خامه به اندازه شير و ماست نيست.
وي افزود: در صبحانه يك ماده‌اي غذايي مانند گوجه‌فرنگي و آبميوه كه داراي ويتامين C است بايد وجود داشته باشد به دليل اينكه ويتامين C جذب آهن را بيشتر و فرد را شاداب و سرحال مي‌كند.
وي گفت: ويژگي ديگر يك صبحانه خوب اين است كه از چاي استفاده شود كه باعث سرحالي و نشاط مي‌شود.
اين متخصص تغذيه اضافه كرد: صبحانه دو پنجم تا يك هفتم نياز بدن به انرژي را برطرف مي‌كند اگر روزانه بدن به 2 هزار كالري انرژي نياز داشته باشد 800 كالري آن از طريق صبحانه، 800 كالري از ناهار و 400 كالري آن از شام بايد دريافت ‌شود.
كيمياگر افزود: با خوردن هر ماده‌اي بدن انرژي دريافت مي‌كند و اگر افراد در روز صبحانه نخورند به غذاهاي متفرقه رو مي‌آورند كه سبب چاقي و اشتهاي زياد آن‌ها به خوردن ناهار مي‌شود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 18:11  توسط زن آزاد  | 

بیانیه گروههای جنبش زنان ایران در حمایت از زنان افغان

خواهران رنجدیده افغانستانی

ما فعالان جنبش زنان در ایران همواره سعی کرده ایم فعالیت ها، دستاوردها و شکست های زنان در کشورهای منطقه را مسئولانه و به دقت دنبال کنیم، زیرا معتقدیم که هر دستاورد یا شکستی که زنان به ویژه در کشورهای منطقه با آن مواجه می شوند، می تواند بر جامعه زنان ایرانی نیز تاثیر گذار باشد. ما به تجربه دریافته ایم که با بهره گیری از تجارب یکدیگر بهتر می توانیم حرکت های خود را برای کسب حقوق برابر، به پیش بریم. از این رو هنگامی که آگاه شدیم قانون جدیدی با عنوان «قانون خانواده» به تازگی در افغانستان تصویب شده است، بر آن شدیم تا در اعتراض شما نسبت به این قانون ضد زن، همگام شویم. در این قانون، زنان و به ویژه زنان شیعه افغانستان به شدت محدود می شوند. این قانون نزدیک به ۲۰ درصد شهروندان افغانستان را شامل می شود و اختیارات مرد را در خانواده افزایش و حقوق انسانی زنان را به شدت کاهش دهد. ماده ۱۳۳ این قانون به مرد این حق را می‌دهد که از اشتغال همسرش جلوگیری کند و در ماده دیگر، زن مجاز نیست بدون اجازه‌ی همسرش خانه را ترک کند مگر اینکه نیاز مبرم به درمان داشته باشد. سن ازدواج نیز برای دختران شیعه مذهب از ۱۸ سال به ۱۶ سال کاهش یافته است. در این قانون "تجاوز زناشویی" که با حقوق بشر و نیز کنوانسیون رفع تبعیض از زنان در تضاد آشکار است قانونی اعلام شده و راهی برای سرکوب هرچه بیشتر زنان افغان باز کرده است. رئیس جمهور افغانستان ، جامد کرزای، می گوید "از این ماده برداشت نادرست صورت گرفته است"، سوال ما این است که چه برداشت دیگری جز بردگی جنسی از این قانون می توان داشت؟ آیا جز این است که انسانیت و کرامت زنان فراموش شده و کارکرد جنسی و خدمت رسانی به مرد چایگزین آن شده است؟ متاسفانه اکثر این موارد تبعیض آمیزی که در قانون خانواده جدید افغانستان برای زنان شیعه در نظر گرفته شده، در قوانین خانواده ایران نیز کم و بیش وجود دارد، اما خوشبختانه و به مدد جنبش برابری خواهانه صدساله زنان ایران، این قوانین تبعیض آمیز از سوی بخش بزرگی از جامعه زنان ایران با چالش های جدی روبرو شده است. اگر شما نیز فعالیت های زنان ایران را دنبال کرده باشید می دانید که سال گذشته در ایران نیز لایحه ای با عنوان قانون حمایت از خانواده در مجلس ایران در آستانه تصویب قرار گرفته بود که حقوق زنان ایرانی را با تهدید جدی مواجه می کرد .فعالان جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر در ایران از هر گروه و دسته، و با هر ایدئولوژی و مرام و از هر قوم و مذهب و جنسیتی با همبستگی خود، سرانجام توانستند در برابر تصویب این قانون ناقض حقوق زنان بایستند و بررسی آن را در مجلس شورای اسلامی متوقف کنند. گرچه خروج این لایحه از مجلس یک پیروزی مهم برای جنبش زنان ایران محسوب می شود اما به معنای لغو همه قوانین تبعیض آمیز علیه زنان در ایران نیست.

ما باید آگاه باشیم که تصویب اینگونه قوانین، علاوه بر اثر منفی بر افزایش خشونت علیه زنان در جامعه غیر شیعه افغانستان ، زمینه ساز این می شود که اگر امروز اینگونه قوانین برای زنان شیعه وضع می شود روزی دیگر برای زنان سنی و مذاهب دیگر قوانینی به همین اندازه مردسالار و زن ستیز به تصویب خواهد رسید. ما خوشحالیم که شما زنان افغان از شیعه و سنی در این مورد متحد شده اید تا ریشه را بخشکانید.

بی شک مبارزه بی وقفه و شجاعانه شما علیه این قوانین تبعیض آمیز می تواند یاری دهنده ما نیز باشد، همانطور که ما امروز بر آن شدیم که با حمایت از فعالیت شما به پاخیزیم و نگرانی خود را از تصویب این قانون تبعیض آمیز جدید در افغانستان اعلام کنیم.

ما ضمن استقبال از دستور رییس جمهوری افغانستان برای بازنگری در قانون احوال شخصیه اهل تشیع امیدواریم این قانون به گونه ای اصلاح شود که برابری، عدم تبعیض، عدالت و کرامت انسانی مبنای کلیه روابط انسانی در خانواده های افغانستانی از جمله در میان اقلیت های قومی و مذهبی قرار گیرد.

کانون زنان ایرانی
میدان زنان
مدرسه فمینیستی
کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت
کمیته زنان سازمان دانش آموختگان ادوار تحکیم وحدت
کمیته گزارشگران حقوق بشر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 18:8  توسط زن آزاد  | 

مردی سر همسرش را در خوزستان برید

در ساعت 9 شب مورخ 19/ فروردین ماه، زن 18 ساله ای ، در حمیدیه از توابع شهرستان اهواز به دست همسرش تحت نام قتل ناموسی کشته شد.

احمد الوانی 25 ساله همسر مقتول ، با همکاری عمو وچند تن دیگر همسر18 ساله خود ابتدا با ضربات چاقو در محل پل شهید ستاری اهواز به قتل رساند و سپس سر وی را کاملا از بدن بی جانش جدا نمود .

وی بعد از ارتکاب قتل، سر بریده همسر خود را به درب منزل شخصی فرستاد که گفته می شود مقتول با وی رابطه داشته است

فعالان حقوق بشر در ایران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 18:5  توسط زن آزاد  | 

حکم سه سال تبعید برای معلم سنندجی

هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری آموزش وپرورش کردستان، یکی از معلمان مقطع ابتدایی سنندج را به ٣ سال تبعید محکوم کرد.

جمال خوال آموزگار دوره ابتدایی ناحیه يك سنندج بر اساس شکایت ریاست ناحیه يك شهر سنندج در آذر ماه ٨٧، به هیات رسیدگی به تخلفات اداری استان فراخوانده شد. اتهام او شرکت در تجمع و تحصن فرهنگیان در اردیبهشت ماه ٨٧ و سخنرانی در جمع فرهنگیان معترض در حیاط سازمان آموزش وپرورش کردستان بود.

در ٢٦ اسفند ماه ٨٧ رای هیات بدوی مبنی بر تغییر محل جغرافیایی خدمت این آموزگار به استان سمنان صادر و١٩ فروردین ٨٨ به وی ابلاغ شد. مدت تبعید در حکم صادره ٣ سال است. این رای قابل تجدید نظر است و این آموزگار کرد از تاریخ ابلاغ به مدت یکماه می تواند به رای هیات اعتراض کند.

در دوسال گذشته احکام تنبیهی متعددی از سوی هیات‌های رسیدگی به تخلفات اداری در مورد معلمان صادر شده است. شایان ذکر است که هیات‌های رسیدگی به تخلفات اداری بر اساس شکایت ادارات آموزش وپرورش در دوره وزارت فرشیدی و علی احمدی وزرای آموزش وپرورش در دولت اصولگرای احمدی نژاد، علیه تعداد زیادی از معلمان پرونده تشکیل داده و احکام متفاوتی از جمله تبعید، بازنشستگی پیش از موعد، کسر حقوق، کسر گروه و…صادر کرده‌اند.

صدور احکام تنبیهی علیه معلمان معترض به کمی حقوق و مزایا در سالهای گذشته بی‌سابقه است. صدور این حکم با واکنش منفی معلمان کردستان روبه‌رو شده است. محمد-ز یکی از معلمان شهر سنندج با اظهار تاسف از صور حکم تبعید علیه یک معلم می‌گوید: « قبل از این نیز چند تن از معلمان کردستان به شهرهای دیگر تبعید شده‌اند. مسئولان آموزش وپرورش به جای دفاع از حقوق فرهنگیان، خود در جایگاه شاکی و مدعی نشسته‌اند و واقعاً این رفتار تاسف‌بار است.»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 18:2  توسط زن آزاد  | 

فعالان حثوث بشر در ایران

خانم سرور سروریان، 25 ساله، ظهر روز گذشته مورخه 22 فروردین ماه در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی در شهر همدان بازداشت شد.

نیروهای وزارت اطلاعات پس از مراجعه به منزل خانواده سروریان، اقدام به تفتیش منزل و ضبط لوازمی همچون کتب مذهبی آنان نمودند. در پایان نیروهای لباس شخصی خانم سرور سروریان، 25 ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی را به همراه خود به ستاد خبری وزارت اطلاعات در شهر همدان منتقل نموده و پس از این انتقال با بازداشت ایشان نامبرده هم اکنون در محل نامعلومی به سر می برد.

خانواده سروریان به شدت نگران فرزند خود هستند و تا زمان تهیه این گزارش، تلاشهای آنان منجر به کسب اطلاعی از سرنوشت خانم سروریان نشده است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 17:55  توسط زن آزاد  | 

تحصن دانشجویان و تعطیلی کلاسها در دانشگاه آزاد تبریز

دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز، در اعتراض به حادثه‏ای که روز گذشته رخ داد، با تعطیل کردن کلاس‌ها، اقدام به تحصن کردند.

به گزارش «تابناک» از تبریز، دیروز بر اثر بی‌احتیاطی و تصادف یک دستگاه مینی‌بوس حامل دانشجویان دختر دانشگاه آزاد تبریز، چند تن از دانشجویان دختر، کشته و زخمی شدند و این حادثه، سبب تحصن اعتراضی دانشجویان این دانشگاه شد.

بنا بر این گزارش، با توجه به این که مینی‌بوس‌ها با مسئولیت دانشگاه واگذار شده، هیچ کدام از مسئولان در این زمینه، واکنشی از خود نشان نداده و همین امر سبب شد صبح امروز، اعتراض‌هایی در دانشگاه آزاد تبریز پدید آید و باعث تعطیلی همه کلاس‌های درس در روز جاری شود.

گفتنی است، به دلیل فاصله طولانی دانشگاه آزاد تبریز با این شهر، این واحد دانشگاهی، اقدام به تخصیص مینی‌بوس‌هایی برای رفت‌وآمد دانشجویان کرده‌اند، ولی به دلیل این‌که این سرویس‌ها فرسوده بوده و کنترل دقیقی بر نحوه فعالیت آنها نمي‌شود، تاکنون چندین بار دانشجویان با حوادثی مشابه روبه‌رو شده‌اند.

همچنین شنیده‌ها از ورود مأموران انتظامی برای جلوگیری از ادامه اعتراضات و دامنه‌دار شدن این تحصن حکایت دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 17:54  توسط زن آزاد  | 

یک عضو زن شورای ولایتی قندهار ترور شد

مقامات افغان می گویند یک عضو زن شورای ولایتی قندهار از سوی افراد مسلح ناشناس کشته شده است.

به گفته مقامات افغان، ستاره اچکزی، عضو شورای ولایتی قندهار، در نزدیکی خانه اش در شهر قندهار مورد حمله قرار گرفت.

پلیس قندهار می گوید تحقیقات در این مورد را آغاز کرده است. اما یک سخنگوی گروه طالبان در تماس با رسانه ها مسئولیت این حمله را برعهده گرفت.

این تازه ترین حمله به مقامات زن در جنوب افغانستان است. پیش از این، ملالی کاکر، رییس اداره مبارزه با جرایم جنایی فرماندهی پلیس قندهار نیز از سوی افراد مسلح ترور شده است.

گروه طالبان که مسئولیت این حملات را برعهده گرفته، با کار کردن زنان در بیرون از منزل مخالف هستند و در زمان حاکمیت این گروه، زنان اجازه نداشتند در ادارات رسمی در بیرون از خانه کار کنند.

سایر خشونتها

همزمان با این، در سایر گزارشها از حوادث خشونت بار در افغانستان، اعلام شده که نزدیک به ۴۰ شورشی در جنوب و شرق افغانستان کشته شده اند و یک بمبگذاری انتحاری در شمال این کشور نیز یک زخمی برجا گذاشته است.

پلیس در ولایت زابل در جنوب افغانستان اعلام کرده است که ماموران پلیس در درگیری طالبان، دست کم ۲۰ شورشی را کشته اند.

عبدالرحمان سرجنگ، فرمانده پلیس زابل گفت این درگیری بامداد امروز، ۲۳ حمل/فروردین در ولسوالی شنکی ولایت زابل روی داد.

اما نیروهای ائتلاف تحت فرمان آمریکا در افغانستان در خبرنامه ای گفته اند که در این درگیری که سربازان این نیروها شرکت داشتند، از پشتیبانی هوایی هم استفاده شد.

نیروهای ائتلاف شمار تلفات شورشیان در این درگیری را چهار نفر گفته اند.

فرمانده پلیس ولایت زابل گفت در این درگیری به نیروهای دولتی آسیبی نرسید.

اما یوسف احمدی، سخنگوی طالبان گفته است که در این درگیری ۳۵ مامور پلیس هم کشته شدند- ادعایی که مقامهای افغان آن را رد می کنند.

درگیری در کنر

بر اساس یک خبر دیگر، نیروهای ناتو در ولایت کنر، در شرق افغانستان می گویند در درگیری میان شورشیان و سربازان ناتو ۱۸ شورشی کشته شدند.

ناتو می گوید این درگیری در ولسوالی آشوب زده مانوگی زمانی روی داد که افراد شورشی یک واحد گشتی نیروهای ناتو را هدف قرار دادند.

یک سخنگوی گروه طالبان ادعا کرده که در این درگیری ۲۰ سرباز خارجی کشته شدند، اما ناتو این ادعا را تکذیب کرده است.

بمبگذاری در سمنگان

وزارت داخله/کشور افغانستان می گوید در پی بمبگذاری انتحاری در شهر ایبک، مرکز ولایت سمنگان، در شمال افغانستان یک زن زخمی شده است.

وزارت داخله در خبرنامه ای گفته است که فرد بمبگذار بمبی را که به بدن خود بسته بود، در خیابان منتهی به ساختمان اداری ولایت منفجر کرد.

بر اساس این خبرنامه، در پی این انفجار، بعد از ظهر امروز روی داد، ساختمان آسیب دیده است.

وزارت داخله می گوید هویت فرد بمبگذار تا حال مشخص نشده و تحقیقات در این مورد آغاز شده است.

ولایت سمنگان از مناطق آرام در شمال افغانستان شمرده می شود پیش از این بمبگذاری انتحاری در این ولایت گزارش نشده بود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 17:49  توسط زن آزاد  | 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

 بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان( دستگرد) روز یکشنبه 22 فروردین ماه طی یک درگیری خونین در این زندان یک زندانی به قتل رسید.
صبح روز شنبه 22 فروردین ماه طی یک در گیری خونین که در بند 4 زندان اصفهان روی داد یکی زندانی بنان حسین ساری 26 ساله که در حدود 2.5 سال در زندان بسر می برد به قتل رسید.
حسین ساری محکوم به مرک بود و در تاریخ 12 اسفند ماه  برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل گردید ولی زمان اجرای حکم شاکی پرونده  رضایت خود را اعلام کرد و از اعدام نجات یافت.
بند 4 زندان مرکزی اصفهان محل نگهداری زندانیانی است که در انتظار اجرای حکم اعدام هستند، می باشدو کسانی که رضایت شاکی را جلب می نمایند و اجرای حکم اعدام آنها منتفی می گردد به بند دیگری منتقل می کنند ولی زندانبانان از انتقال این زندانی خوداری کردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 5:35  توسط زن آزاد  | 

خودكشی یک راننده شرکت واحد در داخل اتوبوس

یكی از رانندگان شركت واحد اتوبوسرانی تهران در اعتراض به فشارهای طاقت فرسای اقتصادی خودكشی كرد و جان باخت. وی در داخل اتوبوس شركت واحد طنابی از هواكش آویزان كرد و خود را با آن حلق آویز نمود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 5:32  توسط زن آزاد  | 

لغو حکم اعدام هیوا بوتیمار

محمدصالح نیکبخت در مصاحبه با دویچه وله گفت که پس از اینکه دوبار در دادگاه انقلاب مریوان حکم بر محکومیت هیوا بوتیمار صادر شد، از طرف شعبه‌ی ۱۶ دیوان عالی کشور این حکم نقض شده است و این نقض، ماهوی است و دیگر هیوا بوتیمار به اتهام “محارب“ محاکمه و محکوم نخواهد شد.

به گفته‌ی نیکبخت اتهام هیوا بوتیمار نگاهداری فشنگ و گلوله‌های استفاده ‌شده‌ی آر.پی.جی است. سازمان‌های حقوق بشری چون "گزارشگران بدون مرز" پیش از این گفته بودند که فعالیت بوتیمار در عرصه‌ی حفاظت از محیط زیست در مریوان زمینه‌ساز دشمنی کسانی را فراهم آورد که در قطع درختان و فروش چوب دست دارند.

محمدصالح نیکبخت که سخنگوی "انجمن دفاع از حقوق زندانیان" نیز هست، در مصاحبه با دویچه وله به انتقاد از آن گروه از قضاتی پرداخت که با عملکرد خود موجب جریحه‌دار شدن حیثیت گروهی دیگر از قضات ایران می‌شوند که به نظر نیکبخت پایبند به اخلاق و مقررات قانونی هستند. به گفته‌ی نیکبخت این گروه که «دیر آمده‌اند و می‌خواهند زود به همه‌ی مقامات برسند»، نه تابع قانون، بلکه تابع جو می‌شوند و احکامی را صادر می‌کنند که با هیچ کدام از موازین شرعی و  قانونی در ایران مطابقت ندارند. وی از دستگاه قضایی خواست که در این زمینه "آسیب‌شناسی" کند و قضاتی را که این چنین احکامی را صادر می‌کنند، از دستگاه قضایی خارج سازد. به عقیده‌ی نیکبخت این گونه قضات نه تنها منفعتی برای دستگاه قضایی ندارند، بلکه باعث می‌شوند که این دستگاه بیش از پیش، هم در ایران و هم در سطح جهان، زیر سؤال برود. به نظر این وکیل دادگستری، احکام اعدام برای کسانی چون هیوا بوتیمار نمونه‌ی عملکرد این قضات است.

محمدصالح نیکبخت همچنین گفت، موکلان بسیاری دارد که دارای اتهام‌های سنگینی هستند، ولی در بیشتر موارد این اتهام‌ها با واقعیت پرونده‌ی آنان منطبق نیستند. وی از یکی از موکلانش به نام حبیب‌الله لطیفی نام برد که دادگاه بدوی و دادگاه تجدید نظر کردستان او را به اعدام محکوم کرده‌اند. نیکبخت گفت که دادگستری کردستان به درخواست او برای اعاده‌ی دادرسی توجه نکرده است. وی درخواست اعاده‌ی دادرسی دیگری را در ۱۵ فروردین ماه تسلیم دیوان عالی کشور کرده است، زیرا معتقد است که دادگاه تجدیدنظر کردستان صلاحیت رسیدگی به پرونده‌هایی که مجازات آن اعدام است را ندارد و این موارد باید در دیوان عالی کشور بررسی شود.

محمدرضا معینی، مسئول بخش ایران سازمان “گزارشگران بدون مرز“،  ضمن مصاحبه‌ای با دویچه وله از لغو حکم اعدام هیوا بوتیمار ابراز خوشحالی کرد و از زحمات محمدصالح نیکبخت، وکیل مدافع وی قدردانی نمود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 20:42  توسط زن آزاد  | 

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

خانم هاله هوشمندی ، یکی از شهروندان بهائی که در تاریخ 28/12/87 در شیراز توسط اداره اطلاعات بازداشت شده بود ، در وضعیت نگران کننده جسمی تا کنون به صورت رسمی و قانونی مورد تفهیم اتهام قرار نگرفته است.
بنا به گزارشات دریافتی کمیته بهائیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ؛ خانم هاله هوشمندی دارای سابقه ی بیماری قلبی بوده و پزشک معالج ، حضور در شرایط پر تنش و استرس زا را برای وضعیت قلبی ایشان خطرناک اعلام نموده بود. ایشان طی تنها تماسی که تاکنون با خانواده خود داشته اند ، شرایط جسمی خود را نامطلوب و مشکل قلبی خود را جدی اعلام نموده و خواستار ارائه ی مدارک پزشکی خود به اداره اطلاعات گردیده اند.
وضعیت این هموطن بهایی در شرایطی که هیچگونه اجازه ملاقات به خانواده یا پزشک معالج داده نمی شود و همچنین سابقه مرگهای متعدد زندانیان وجدانی در اثر عدم رسیدگی پزشکی بر نگرانیهای خانواده و فعالان حقوق بشری افزوده است.
لازم به ذکر است، دستگاه امنیتی در طی روزهای اخیر نسبت به بازداشت حداقل سه شهروند و احضار تنی دیگر در شیراز اقدام نموده است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 15:54  توسط زن آزاد  | 

افزایش قتل والدین توسط فرزندان در ایران

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی کشور، با اشاره به این که بهره‌گیری از سلاح سرد در وقوع قتل‌های سال ۸۷ بیشترین سهم چگونگی وقوع را به خود اختصاص داده است، از افزایش ۱۱درصدی وقوع قتل در سال گذشته خبر داد.

به گزارش ایسنا، سرهنگ رجبی امروز در جمع خبرنگاران با بیان این که وقوع قتل در سال گذشته افزایش ۱۱ درصدی داشته است که در این رابطه نسبت کشف قتل‌ها در سال گذشته در مقایسه با سال ۸۶، ۱۰ درصد افزایش را نشان می‌دهد، گفت: ۸۶ درصد قتل‌های در سال گذشته توسط پلیس کشف شد.

۴۲ درصد قتل‌های سال گذشته با استفاده از سلاح سرد به وقوع پیوست

وی ادامه داد: بهره‌گیری از سلاح سرد، بیشترین نحوه وقوع قتل‌ها را در سال گذشته به خود اختصاص داد که بر این اساس، ۴۲ درصد قتل‌ها با استفاده از سلاح سرد به وقوع پیوست که این میزان نسبت به سال ۸۶ تفاوت چندانی را نشان نمی‌دهد.

سرهنگ رجبی با بیان این که اختلافات و نزاع‌های آنی، عامل تاثیرگذار در وقوع قتل است، ادامه داد: چاقوهای نامتعارف به عنوان یک ابزار تکمیل‌کننده اصلی سوی مرتکبان به قتل مورد استفاده قرار می‌گیرد که در این رابطه پلیس کماکان در انتظار است، بحث لایحه قانون ممنوعیت حمل، توزیع و فروش سلاح‌های سرد به صورت جدی در مجلس مطرح شود.

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی کشور، در ادامه سهم وقوع قتل با سلاح‌های گرم را ۲۵ درصد عنوان کرد و افزود: نزاع و اختلافات خانوادگی بیشترین انگیزه قتل را به خود اختصاص داده است.

وی با اشاره به کاهش نزدیک به سه درصد وقوع قتل با انگیزه ناموسی و منکراتی در سال گذشته، گفت: انگیزه سرقت در وقوع قتل‌ها نیز کاهش سه درصدی را نشان می‌دهد، این در حالیست که انگیزه اختلافات خانوادگی در وقوع قتل در سال ۸۷، ۱۰ درصد افزایش نسبت به سال ۸۶ داشته است.

قتل ۳۳ درصد افراد توسط بستگان

به گفته سرهنگ رجبی، سهم قتل توسط بستگان در سال گذشته نسبت به سال ۸۶ تفاوت چندانی نداشته، به طوری که این نوع قتل‌ها ۳۳ درصد از کل قتل‌های سال ۸۷ را در بر گرفته است.

وی در ادامه با اشاره به این که سهم قتل زن توسط شوهر ۱۶ درصد و سهم قتل شوهر توسط زن نیز شش درصد در سال گذشته بوده است، گفت: قتل زن توسط شوهر در سال ۸۷ نسبت به سال ۸۶ کاهش داشته و قتل مرد توسط زن، تفاوتی را در این مدت نشان نمی‌دهد.

۱۲ درصد، سهم فرزند‌کشی در سال گذشته
افزایش ۳ درصدی والدین‌کشی در سال۸۷

وی افزود: سهم قتل توسط والدین در مجموع قتل‌های سال ۸۷، ۱۲ درصد و همچنین سهم والدین‌کشی نیز در این مدت ۱۱ درصد از مجموع قتل‌ها را به خود اختصاص داده است.

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی کشور در ادامه از افزایش سه درصدی والدین‌کشی در سال گذشته خبر داد و افزود: میزان وقوع قتل توسط والدین در سال ۸۷، یک درصد کاهش را نشان می‌دهد.

به گفته وی، وجود ناهنجاری‌هایی همچون اعتیاد به مواد مخدر در فرزندان از جمله انگیزه‌هایی است که منجر به والدین‌کشی می‌شود.

میانگین سنی قاتلان در سال گذشته ۲۰ تا ۳۰ سال بوده است

به گفته وی، ۲۳ درصد مقتولان در سال گذشته، زن بودند که این میزان نسبت به سال ۸۶ تغییری نداشته است، همچنین میانگین سنی قاتلان نیز در سال گذشته ۲۰ تا ۳۰ سال بوده است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 15:37  توسط زن آزاد  | 

دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل: مرگ بر دیکتاتور

 از ساعت 8 صبح روز شنبه 22 فروردین 3 دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل دست به اعتصاب غذای نامحدود در صحن دانشگاه زدند. بنا بر گزارش خبرنگار آزادنا از بابل، از ساعت 11 صبح دانشجویان معترض دانشگاه در جلوی دفتر دکتر شکری رییس دانشگاه حاضر شدند و به مدت 1 ساعت در حالت سکوت در آنجا تحصن کردند.سپس در ساعت 12 با قرائت پیام دانشجویان معترض در جلوی دفتر رییس دانشگاه تحصن و راهپیمایی آغاز گردید.اولین خواسته دانشجویان معترض که در پیام آنها به آن اشاره شد تقاضای استعفای دکتر امینی راد معاونت فرهنگی دانشجویی این دانشگاه است.از دیدگاه دانشجویان این دانشگاه ضعف شخصیتی مسئولین دانشگاه علی الخصوص دکتر امینی راد سبب شده است که دستگاه های امنیتی خارج از دانشگاه نظیر وزارت اطلاعات تصمیم گیرندگان اصلی در امور دانشگاه باشند و به دخالت در امور دانشجویان بپردازند. در راهپیمایی دانشجویان معترض صدها دانشجو در حالی که شعارهای مرگ بر دیکتاتور، دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد، حراست زور نمی خواییم رییس مزدور نمی خواییم، زندانی سیاسی آزاد باید گردد حمایت قاطع خود را از دانشجویان زندانی پلی تکنیک نشان دادند. سپس دانشجویان معترض در صحن ساختمان دانشکده برق دانشگاه جمع شدند و در آنجا محسن برزگر دبیر فرهنگی سابق انجمن اسلامی دانشگاه به تشریح فشارهای وارده بر جنبش دانشجویی پرداخت. وی همچنین چگونگی احضار خانواده اش به اداره اطلاعات بابل و مزاحمت هایی که نیروهای امنیتی برای وی سایر اعضای انجمن اسلامی دانشگاه ایجاد کرده اند را تشریح کرد. این تجمع همچنان ادامه دارد و دانشجویان متحصن کلاس های درس را تعطیل کرده اند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 15:28  توسط زن آزاد  | 

آلودگی هوا در رشد جنین تاثیر می گذارد

پژوهشگران آمریکایی می گویند آلودگی هوای ناشی از ترافیک می تواند در رشد جنین در شکم مادر تاثیر بگذارد.

یافته های این پژوهشگران نشان می دهد که این احتمال که نوزادان مادرانی که در اوایل و اواخر دوره بارداری در معرض آلودگی هوای ناشی از ترافیک قرار دارند، به طور صحیح رشد نکنند زیاد است.

در این بررسی 336 هزار نوزاد که بین سال های 1999 و 2003 در ایالت نیوجرسی در آمریکا متولد شده بودند تحت نظر قرار گرفتند.

پژوهشگران دانشگاه پزشکی و دندانپزشکی نیوجرسی اطلاعات در مورد این نوزادان را از بیمارستان ها گردآوری کردند و تمام جزئیات مربوط به این نوزادان را یادداشت کردند.

این اطلاعات شامل قومیت مادر، تحصیلات، اعتیاد یا عدم اعتیاد مادر به کشیدن سیگار و نیز محل زندگی مادر نوزاد در زمان تولد فرزندش بود.

این پژوهشگران اطلاعات در باره وضعیت روزانه آلودگی هوا در اطراف ایالت نیوجرسی را نیز از اداره حفاظت محیط زیست آمریکا دریافت می کردند.

آنان با جمع آوری این اطلاعات توانستند میزان آلودگی هوا را در ماه های اول و آخر بارداری مادر محاسبه کنند.

نتیجه این محاسبه ها نشان می داد که بیشتر نوزادان بسیار کوچک و کم وزن، در مقایسه با نوزادانی که وزن معمولی داشتند دارای مادران کم سال تر، کم سوادتر، فقیرتر، سیگاری و آمریکایی آفریقایی تبار بودند.

ولی علاوه بر این عوامل، یک عامل دیگر هم به کمی وزن نوزادان کمک کرده بود و آن میزان بالای آلودگی هوا بود که رشد جنین را محدود کرده بود.

آزمایش ها نشان می داد که دو نوع آلودگی که توسط خودروها تولید می شوند یعنی ذرات بسیار کوچک دوده و دی اکسید نیتروژن مانع رشد کامل جنین شده بودند.

پرفسور دیوید ریچ، رئیس پروژه تحقیقاتی مورد بحث، می گوید: "یافته های ما نشان می دهد که آلودگی هوا و شاید به خصوص آلودگی هوای ناشی از ترافیک در ماه های اول و آخر بارداری و همچنین عواملی که مرتبط با زندگی در نزدیکی یک جاده در طول بارداری است، ممکن است در رشد جنین تاثیر داشته باشد."

پژوهشگران در توجیه کاهش وزن جنین می گویند آلودگی هوا ممکن است فعالیت سلول ها را تغییر داده یا میزان اکسیژن یا مواد مغذی را که جنین در رحم دریافت می کند، کاهش دهد.

پرفسور پاتریک اوبراین، از کالج سلطنتی زنان و زایمان بریتانیا، این یافته ها را با اهمیت دانسته ولی توصیه می کند که در تحقیقات آتی باید جثه والدین نوزادان کم وزن را هم در نظر گرفت و همچنین تاریخ بارداری را با استفاده از اسکن تعیین کرد.

این دو عامل در تحقیقاتی که در ایالت نیوجرسی صورت گرفته، منظور نشده بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 15:27  توسط زن آزاد  | 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از بند 4 زندان گوهردشت کرج، زندانی سیاسی فرهاد حاج میرزائی قرار است که روز سه شنبه 25 فروردین ماه  در دادگاه انقلاب  سنندج مورد محاکمه قرار گیرد.
پرونده زندانی سیاسی فرهاد حاج میرزائی از شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران  به شعبه 2 دادگاه انقلاب سنندج انتقال داده  شد. رئیس شعبه 2 دادگاه انقلاب فردی بنام طیاری است . طیاری وثیقه بسیار سنگین و باور نکردی را برای زندانی سیاسی فرهاد حاج میرزائی تعیین کرده است. این وثیقه باور نکردنی بالغ بر  430 میلیون تومان می باشد و این در حالی است که خانواده حاج میرزائی به هیج وجه توانائی قرار دادن چنین وثیقه ای را ندارند و هدف طیاری از تعیین چنین وثیقه برای ادامه دادن به بازداشت این فعال کودکان است.
مادر پیر و سالخورده فرهاد حاج میرزائی به طیاری رئیس شعبه 2 دادگاه انقلاب سنندج مراجعه کرده بود و از او خواسته بود  مسئله وثیقه را به طریقی دیگر حل کند چونکه آنها قادر به گذاشتن چنین وثیقه ای نیستند .طیاری در جواب این مادر سالخورده با حالت دستوری وبرخوردی غیر انسانی به ایشان می گوید :برو بیرون
از طرفی دیگر دادگاه انقلا ب هزینه انتقال زندانی سیاسی  فرهاد حاج میرزائی از زندان گوهردشت  به دادگاه انقلاب سنندج را از این خانواده زحمتکش گرفته اند. در صورتی که  این خانواده درشرایط بسیار بد مالی قرار دارند.
لازم به یادآوری است فرهاد حاج میرزائی 28 دی ماه 1386 در یکی از خیابانها شهر سنندج توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد و پس از چند روز شکنجه در زندان وزارت اطلاعات سنندج به بند مخوف 209 زندان اوین منتقل گردید. او نزدیک به 11 ماه در بند   209  زندان اوین بازداشت بود در طی مدت بازداشتش مورد بازجوئی ،بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت که در حین بازجوئی از شکنجه های وحشیانه مانند شوک الکتریکی،شکنجه با کابل،تهدید به شکنجه جنسی،تهدید به مبتلا کردن به بیماری ایدز و هیپاتیت و سایر شکنجه هامواجه بود.
فردی که اقای حاج میرزائی را مورد بازجوئی و شکنجه قرار میداد حاج سعید نام دارد که این نام مستعار سعید شیخان از سر بازجویان وزارت اطلاعات می باشد. زندانی سیاسی حاج میرزائی 23 آذر ماه 1387 از بند 209 زندان اوین به زندان گوهردشت کرج تبعید شد این در حالی بود که او در بلاتکلیفی بسر می برد.از 23 آذر ماه تا به حال در زندان گوهردشت کرج بسر می برد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 15:23  توسط زن آزاد  | 

سه مجروح در انفجار خوابگاه دانشجويی شهرکرد

رييس دانشگاه آزاد واحد شهرکرد در پي اعلام خبر وقوع انفجار در خوابگاه دانشجويي ميلاد شهرکرد، گفت: اين خوابگاه دانشجويي خودگردان وابسته به دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهرکرد نيست.

اصغر رييسي اظهار كرد: با توجه به انعکاس خبر انفجار در خوابگاه دانشجويي ميلاد شهرکرد که متاسفانه طي آن3 تن از دانشجويان مجروح شدند، اعلام مي‌كنيم كه خوابگاه فوق خودگردان بوده و با مديريت بخش خصوصي اداره شده و از تمام دانشگاه‌هاي استان دانشجو مي‌پذيرد، همچنين متعلق به دانشگاه آزاد اسلامي شهرکرد نيست.

وي تصريح کرد: دانشگاه آزاد اسلامي شهرکرد در سال 84-83 با اين خوابگاه خودگردان قراردادي منعقد کرد که به دليل عدم رعايت استانداردهاي فني در سيستم گرمايشي و سرمايشي و اختلاف در ميزان اجاره‌بها قرارداد از سوي دانشگاه لغو شد.

دکتر رييسي گفت: درآغاز هر ترم تحصيلي طي اطلاعيه‌هايي به دانشجويان اعلام مي‌شود که حق اسکان در خوابگاه خودگردان ميلاد شهرکرد را ندارند اما متاسفانه تعدادي از دانشجويان اين واحد بدون توجه به تذکرات و توصيه‌هاي دانشگاه در اين خوابگاه مستقر شده‌اند.

به گزارش ايسنا و به نقل از کميته صنفي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه آزاد واحد شهرکرد صبح روز 16 فروردين به علت نشت گاز بخاري در يکي از اتاق‌هاي خوابگاه ميلاد شهركرد انفجار و آتش سوزي صورت گرفت، البته اين حادثه خوشبختانه تلفات جاني به دنبال نداشته ولي 3 تن از دانشجويان زخمي شده و به بيمارستان منتقل شدند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 15:14  توسط زن آزاد  | 

پیشنهاد حذف دین رسمی از قانون اساسی کویت

 "طیبه ال ابراهیم"، نویسنده کویتی و نامزد نمایندگی مجلس این کشور، پیشنهاد حذف ماده 2 قانون اساسی کویت- دین رسمی اسلام است – را از جمله برنامه های انتخاباتی خود اعلام کرد.

طیبه ال ابراهیم، معروف به " نوال السعداوی کویت"، در مصاحبه ای با "العربیه. نت" گفت: "به جای این که اسلام مرجع اصلی قانونگذاری باشد، باید عقل و منطق را ملاک تدوین قوانین قرار داد."

وی افزود: "ماده 2 وحی منزل نیست. این ماده را بشر در قانون جا داده است و هم او می تواند آن را بردارد. احکام مذهبی همراه با زمان پیش نرفته اند، لذا باید آن ها را به کناری نهاد تا بتوان به تغییر عادات، سنت ها و و مفاهیم غلط پرداخت."

طیبه ال ابراهیم همچنین اظهار داشت که دولت باید دولت مدنی باشد، نه دولت دینی. وی طرفدار تک همسری و ارث برابر برای زن و مرد است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 15:12  توسط زن آزاد  |